سلام سلام صدتا سلام

اول از همه بگم که اینترنتمون به امید خدا داره درست یمشه و جای هیچ نگرانی نیست و دوباره مامان مریم مثل همیشه که قول میده و سر حرفش هست قول میده

ما بعد از قرار وبلاگی اول دوباره سر یه قرار دیگه هم رفتیم که شرکت کنندگان اون عبارت بودن از آرزو مامان آرش جون- نیلوفر مامان نازنین فاطمه عزیز- آیدا جون مامان لاریسا خانوم- مامان شهراد جون - مامان تارا خانوم- ساناز جون مامان دانیال عزیز و دوستای دیگه ای که اسمشون رو نمی دونم ولی از دیدن همشون خیلی خوشحال شدم.

بعد از اون هم با ونوشه جون مامان سارای خوشگلمون رفتیم شام بیرون و کلی خوش گذشت از دست شیرین کاریای این بچه ها و باباهاشون.

بعد از اون هم رفتیم پیش امام رضای مهربونمون که خیلی بهمون خوش گذشت و جای همگی رو خالی کردیم و برای همشون از مشهد اس ام اس فرستادیم.

البته یه موضوع ناراحت کننده ای برامون پیش اومد. زنعموی مهربون آقا مهدیار ما پس از ۴ ماه بارداری بچشون رو سقط کردن اون هم به دلیل نا معلومی که ما متوجه نشدیم جنین ظرف مدت سه روز مرده بود و اصلا علت معلوم نشد.

واقعا آدم برای بعضی از این پزشکامون متاسف میشه . خانوم دکتری که جنین رو درآورده بود همون لحظه به مادر نشون داده و طفلک جاریم افسرده شده بود و همش توی خونه از اون حرف می زد و بغض می کرد نمی دونم واقعا باید چی بگم به اینجور آدما

خب  میرسیم به موش کوچولوی خودمون که حسابی شیرین زبون شده .

مهدیار من الان دیگه می تونه حروف الفبای انگلیسی رو با شعر بخونه و دایره لغات انگلیسیش خیلی زیاد شده مثلا وقتی ازش می پرسم مهدیار اسب چی مشه سریع می گه هورس (نمی دونم چرا فونتم انگلیسی نمیشه). یا وقتی ازش می پرسم موتور سیکلت چی می شه میگه: موتورسایکل و......

من توی نمایشگاه رسانه های دیجیتال براش یه سی دی آموزش زبان به اسم تاتی گرفتم که واقعا عالیه و توصیه می کنم اگه کسی می خواد بگیره این سی دی می تونه بهش کمک کنه.

فارسی حرف زدنش هم خیلی کامل شده ولی بعضی از کلمات رو اشتباه تلفظ می کنه که خیلی خنده داره.

مثلا :

کتاب = کبات

روتو به من برگردون= خودتو به من بچرخون

کف پام می خاره= کف پام می خارونه

دارم می لرزم= دارم می لرزونم

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده

سلام. مریم جون مهد آقا مهدیار رو عوض کردی؟ این مهد شهرزاد که گفته بودی کجای اشرفیه؟ چیز خوبی راجع بهش شنیدی؟

رادین کوچولو

سلام دوست جونم. ششمین بازارچه ی خیریه ی پیام امید تو راه.. همزمان با عید غدیر خم و شب یلدا در روزهای 27 و 28 و 29 آذر ......مثل هر سال غرفه ی آلوچه و لواشک ما هم براه.قرار بلاگی هم گذاشتیم...روز جمعه 29 آذر از ساعت 14...تو بلاگم راجع بهش بیشتر گفتم... بیا به بلاگم سر بزن... تو هم با مامانی و بابایت بیا...خوش میگذره ااا...منتظرتونیم[قلب][قلب][ماچ][گل]

پریسا مامان نازنین

محفل آریائی تان طلائی ? دلهایتان دریائی شادیهایتان یلدائی ? پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی . . .

فاطمه مامان زهرا

سلام مریم جون[ماچ] خوبی خانمی[قلب] زیارتتون قبول رسیدن به خیر[بغل] خوش گذشت؟ همیشه به گردش و تفریح و مسافرت[چشمک] ماشاالله به پسر گلت که غیر از زبون مادریش انگلیسی هم صحبت میکنه.[دست] ببوس این گل پسر باهوش و با استعداد رو [ماچ][بغل][گل][خداحافظ]

مامان هیژا

همیشه به قرار و سفر و اینا. خیلی دوست داشتم شما هم باشین ولی جریانشس مفصله

نوشین مامان هستی

همیشه به گردش و قرار وبلاگی مامان مریم.....[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]