سلام سلام صدتا سلام

ما توی این چند وقت درگیر کارای خونه بودیم. ببخشید که دیر آپ کردیم البته بنده وبلاگ خودم رو هر روز آپ می کردم11.gif.


از شیرین کاریای آقا مهدیارم بگم که حسابی توی این مدت گل کاشته09.gif.
چند روز پیش شب رفتیم خونه عموی مهدیار خان موقع برگشتن عمو و زن عمو جون عزم آمدن به منزل ما رو کردن. مهدیار خان ماین وسط معرکه گرفته بود که چرا اینا می خوان بیان خونه ما مگه ما خونشون مهمونی نیستیم. حالا هی من می گم مهدیار جون مامان می خوان بیان خونمون با تو بازی کنن.مگه گوشش بهدکار بود.
خلاصه صبح که از خواب پاشدیم اومد توی حال دید همه خوابن گفت مامان اینا نرفتن خونشون گفتم نه گفت ای بابا پس کی می رن. منم اینجوری 13.gif.


قراره فردا صبح بریم مشهد دیروز دیدم یه کیف برداشته اومده پیشم می گه مامان لباسامو بریز توی این کیف می خوام برم پیش علی رضا( علی رضا پسر عمش توی مشهد).


امروز داشتم وبلاگردی می کردم دیدم نیلوفر جون مامان نازنین فاطمه نوشته که دیشب نازنین یاد مهدیار افتاده.
جالبه که منم این چند روز همش داشتم برنامه ریزی می کردم که یه قرار بذاریم تا دوستامونو ببینیم.

فعلا27.gif

/ 52 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان نازنین

کجائید پس ؟ نه جواب اس ام اس میدی نه آپ میکنی ؟ اس ام اس هام هم همش برات نات دلیور میشه. [ناراحت]

آرزو مامان آرش

مريم جان سلام خوبي؟ كجائي خانمي؟ چرا آپ نميكني. دلم براتون تنگ شده. مراقب خودت باش و مهديار كوچولوي قشنگ را ببوس [ماچ][گل][خداحافظ]

لیلی مامان یونا

سلام خوبی خانومی؟ مهدیار جونمو ببوس[ماچ]

پویان و مامانش

سلام پهلوون عسلی. پس چرا نمیای؟ کجایی ما دلمون برات تنگ شده؟ [ماچ]

ونوشه مامان سارا

سلام كجايي ؟ خدا بد نده مهديار چرا مريضه ؟ يه خبري بده ////////////[ناراحت]

نگار

دهم ربیع الثانی، شهادت پر دریغ کوثر کرامت و جاری مرحمت، حضرت فاطمه معصومه (س) را تسلیت میگویم.