از دست این پرشین بلاگ می خوام با اجازتون موهای سرمو بکنم02.gif14.gif.

بلاخره مجبور شدم قالبمو عوض کنم. هر کاری کردم قالب قبلیم درست نشد.

از شیرن کاریهای آقا مهدیار براتون بگم که:

دیروز مهدیار رفته دستشویی و بعد از اینکه اومده بیرون به عمه جون گفته:

 دودوچی چی(قطار جایزش)

عمه جون: خرابه عزیزم

مهدیار: نه باطی (باطری) نداره

عمه جون: باطری نداریم که برات روشن کنم

مهدیار : چرا پش کمته (پشت کمده) بابا آورده

و به سرعت عمشو می بره پای کنسوله وسط حال و باطریهارو نشونش می ده.

عمه هم از تعجب کف می کنه و مجبور می شه قطارو بهش بده13.gif11.gif.

دیشب وقتی داشتیم از بیرون بر می گشتیم ضبط روشن بود . بعد از چند لحظه آقا ضبط رو درآورد و گفت نانا بسه خوا پیش37.gif و توی بغل من خوابش برد. بعد از چند دقيقه که احساس کردم خوابیده ضبط رو درآوردم که سر جاش بذارم یهو دیدم بلند شد و گفت اه لالا32.gif و ضبط رو ازم گرفت و دوباره سر جاش گذاشت.

اینم از برنامه ما با موش کوچولو

راستی دیشب مهدیارو بردیم پارک بادی بوستان خیلی بهش خوش گذشت اینم عکساش( معذور عکساش باكيفيت نيست)

/>

pt.gifCool Slideshows!

بابا کاظم عزیز از تمامی زحماتتون بابت گردش مهدیار ممنونم.08.gif

 هر جمعه دلم هواي تو دارد. يا مهدي دلمان طاقت دوري ندارد . چشم انتظار قدوم مباركتان هستيم. بيا و ما را از غم دوريت برهان.

ميلادت مبارك

التماس دعا آقا

/ 30 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلی مامان يونا

سلام عزیزم من به مامان رادین جون و مامان آرش جون گفته بودم برنامه رو برای دیدن شما عزیزان که خیلی مشتاق دیدارتون بودم ردیف کنن متاسفانه از مامان آرش بیخبرم و مامان رادین هم که سفره.خیلی متاسفم الان اصفهانم.قسمت نبود همدیگرو ببینیم.نازنین گلم رو ببوس

مژگان (مامان آندیا جون)

سلام خانومی ، قرار شد برای روز یکشنبه بعداز ظهر ، توضیحات بیشتر رو توی وبلاگ آندیا گذاشتم ... امیدوارم مشکلی نداشته باشی ...

مريم

ای جونم مهديار جون شيرين زبون

سميه (ستاره طلايي)

خانومی: قرار وبلاگی يکشنبه ساعت ۶ دنيای بازي در خيابان شريعتی بعد از پل صدر... حضور باباها هم بلا مانع ميباشد به کسانی هم که ميشناسيد لطفا بگيد... خيلی مرسی

مريم

خانومی کجايی؟ آپمبرای مهديار جون