پسرک نگران من

پسرکم این روزا خیلی نگرانه و همش مضطرب نگرانبه نظر می رسه چند شبه توی خواب بلند می شه و هی می گه مامان من رو تنها نذاریا یا تا صدایی می یاد بلافاصله به طرف من می یاد و می گه مامان آقا بدا اومدن مردم رو بزنن خیلی نگرانش هستم حتی از توی خونه تا دم در بیرون هم نمی یاد یه وحشتی توی چشماش موج می زنهنگران

روز شنبه دم خونه ما خیلی شلوغ شده بود من امتحان داشتم وقتی برگشتم دیدم خواهر شوهرم نگران جلوی در وایساده و می گه هر کاری می کنم مهدیار ساکت نمی شه و جیغ می کشه و گریه می کنه نگو زمانیکه شلوغ شده و مردم شعار می دادند تیر هوایی شلیک کردن و از خواب پریده بعدشم اینقدر گاز اشک آور زدن تمام فضای آشپزخونه رو بوی گاز برداشته بود و همه از چشمامون اشک می یومد . مهدیار خیلی حالش بد شده بود که مجبور شدیم بریم خونه دختر خواهر شوهرم . تازه مسجد جلوی خونمون رو آتیش زدن و همه ساختمون خاکستر شده.

خدا کنه اوضاع آروم بشه 

راستی نمی تونم عکس بذارم همه سایت های دانلود عکس فیلتر شده اگه شما سایتی رو می شناسین لطفا راهنماییم کنین.

/ 28 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارینا

سلام وبلاگ بسیار زیبایی داری بخصوص که با عکس های این پسرکوچولو قشنگتر هم شده دوست داشتی یه سری هم به وبلاگ ما بزن خواستی تبادل لینک کنی خبرم کن بگو با چه اسمی شما را لینک کنم تا بیشتر با هم در ارتباط باشیم منتظرم بای

سارینا

سلام وبلاگ بسیار زیبایی داری بخصوص که با عکس های این پسرکوچولو قشنگتر هم شده دوست داشتی یه سری هم به وبلاگ ما بزن خواستی تبادل لینک کنی خبرم کن بگو با چه اسمی شما را لینک کنم تا بیشتر با هم در ارتباط باشیم منتظرم بای

آزاده خاله آرش

سلام مریم جان. دیروز از آشناییتون خیلی خوشحال شدم.امیدوارم همیشه شاد موفق و سالم باشید و خدا نورچشمی عزیزتون رو براتون حفظ کنه.به وب کوچکم سر بزنید و اگه مایل به تبادل لینک بودین بهم خبر بدین.

مدار

سلام پسرک مضطرب و مامانش این آدرس رو می تونین داشته باشین و عکسا رو که اونجا آپلود کردین بیارین اینجا

مانا و مانیا

سلام آخیش ، طفلکی مهدیار که ناخواسته وارد این جریانات اخیر شده[قلب] اینارو بهش بدین روزی چند وعده و هر وعده چندتا باستفاده کنه تا اروم بشه[نیشخند] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]