بویینگ عبدلی

دیروز آقا مهدیار پیله کرد که باید بریم بویینگ عبدلی (بولینگ عبدو ) ما هم که واقعا تا اونجا برامون سخت بود ببریمش گفتیم باشه لباس پوشیدیم و بردیمش بوستان تا رسیدیم دادو بیداد که اینجا بوستان من گفتم بریم بویینگ عبدلی ......

خلاصه با یه مکافاتی راضی شد که بریم .

وقتی رفتیم پایین دیدیم بله زمین بازی بوستان به سلامتی جمع شده و وسایل بازیش رو دارن می فروشند .

هیچی دیگه آه از نهادمون برخاستگریه. گفتیم بریم شهر کتاب برات کتاب بخریم وقتی رفتیم بالا دیدیم یه زمین بازی روبروی شهر کتاب هست ولی من تا به حال ندیده بودم. خلاصه آقا مهدیار و بابا کاظم رفتن زمین بازی و منم رفتم شهر کتاب و کلی خرید کردم . ولی مسئول زمین بازی بالا خیلی آدم خوبی بود و کلی توی دل آقا مهدیار ما جا گرفت و از ما قول گرفت که هر روز آقا مهدیار رو ببریم اونجامتفکر .

فقط بدیش اینه که جای زیادی برای نشستن مادرا نداره و لی جای بازی بهتری برای بچه ها داره و مادرا می تونن از پشت شیشه  بچه ها رو نگاه کنن یا برن توی شهروند خرید کنن و برگردن بچه ها رو تحویل بگیرن.

اینم عکسای دیروز با دوربین بی کیفیت ما .....................

دیشب داشت موهاشو با دست می داد بالا ایمان جون بهش می گه مهدیار موهات رو فشن کردی برگشته می گه نه هنوز که آب نزدم بهشون که فشن بشن ایمان خان منم که اینطوری: تعجبابله

پسر هنرمندم

/ 19 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلی مامان یونا

سلام الهی ماشالله آقا شده گل پسرمون تولدشو با تاخیر تبریک میگم و براش سلامتی و موفقیت آرزو میکنم اون عکس شماست مریم جون ؟‌؟؟؟؟/ خیلی از دیدن خوشحال شدم [ماچ][قلب]

نفس

ا جدی میگی زمین بازی پائینیه رو جمع کردن خوب بهتر بالائیه خیلی بهتر تره[قلب]

مامان اکرم

سلام این تیکه اش (بویینگ عبدلی!!) خیلی با حال بود. ببوسش و باز هم تولدش مبارک [ماچ][قلب]

ننه گلی

سلام واي چه قدر دير كردم تولد گل پسري مبارك [گل]

مامان نازنین

تولد اقا مهدیار گل با کلی تاخیر مبارک باشه . [خجالت][قلب][قلب]